السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
22
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )
« سخن او تو را زيان نرساند . به خدا سوگند كه اگر صادق باشى ، تو از او به مسجد سزاوارترى . لذا بكوش كه اولين وارد شونده و آخرين خارج شونده باشى ، و اخلاقت را با مردم نيكساز و سخن نيك بگوى 3 » . ظاهر سخن امام صادق ( ع ) مىرساند كه آنحضرت از سخن و انتقادِ راوى خشنود نشدهاست ، لذا به او مىفرمايد : « اخلاقت را با مردم نيكساز و سخن نيك بگوى » . راوى ديگرى گويد : امام صادق ( ع ) به من فرمود : يا اسحاقُ ! اتُصَلّي مَعَهُم في المسجدِ ؟ قُلتُ : نعم . قالَ : صَلِّ مَعَهُم فَانَّ المُصَلّي مَعَهُم في الصَّفِّ الأوَّلِ كالشاهِرِ سَيْفَهُ في سبيل الله » يعنى « اى اسحاق ! آيا با آنان در مسجد نماز مىگزارى ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « با آنها نماز بگزار چه آنكه نمازگزارى كه با آنان در صف اول بايستد ، همانند مجاهدى است كه در راه خدا شمشير مىزند « 1 » » . آرى ، وحدت عملى اين گونه تحقق مىيابد . امام صادق ( ع ) خود با ابوحنيفه مىنشست و با او دربارهء عقايد و احكام مناظره مىكرد . اين روش تا عصر شيخ مفيد ( م : 413 ق . ) در بغداد ادامه داشت . چنان كه شيخ طوسى ( م : 460 ق ) استاد كرسى دارالخلافه بغداد بود . ولى هنگامى كه سلجوقيان وارد بغداد شدند كرسى شيخ طوسى را آتش زدند و ما را از يكديگر جداساختند . سپس درگيرىهاى صفويه و حكّام عثمانى پيشآمد ، در واقع همه اين امور سياسى بود نه دينى ! اينها همه درگذشته بود . امّا آنچه كه امروز دلها را مىلرزاند ، مطالب منتشرهاى است كه مىگويد برخى از شيعيان بعضى از صحابه را لعن
--> ( 1 ) . همان .